عدالت جنسیتی این روزها در میان فعالان سیاسی و حوزه زنان به مبحثی مهم و ضروری تبدیل شده است.
از این رو بسیاری پژوهشگران به بررسی معایب و محاسن در این زمینه پرداخته اند.
حمیده هدایتخواه فعال حوزه زنان و دانشجوی دکتری مطالعات زنان با ارسالی یادداشتی که در اختیار رسانه ها قرار داده است به بررسی عدالت جنسیتی و کلیات آن در برنامه ششم توسعه پرداخته است.

شبکه خبر روز ؛ حمیده هدایتخواه
پس از ابلاغ لایحه احکام برنامه ششم توسعه ماده ۳۱ که مربوط به حوزه زن و خانواده بود به کار بردن اصطلاح «عدالت جنسیتی» در این ماده انتقادات زیادی را در میان فعالین حوزه زن و خانواده به وجود آورد. در کنار انتقادات جدی که به این اصطلاح وارد است می توان به موارد دیگری در خصوص این ماده اشاره کرد که این نکات را در دوبخش ارائه می کنم

متن تحت عنوان لایحه احکام برنامه ششم توسعه منتشر شده است حال آنکه ماده ۳۱ این لایحه متنی است کلی که اصولی کلی و کلان را بدون بررسی جزئیات که نسبت چندانی با برنامه و برنامه ریزی ندارد ارائه داده است. البته در ادامه این متن ابلاغ شده است که شش ماه پس از تصویبِ قانون، هیئت وزیران آئین نامه اجرایی این ماده در خصوص نحوه اعمال، ساز و کارهای نظارت و… را تصویب خواهد کرد. اما نکته اساسی در ابهام موجود در اصطلاحات و همچنین روح حاکم بر متن نهفته است. در حقیقت با توجه به ابهام موجود در متن و مشخص نبودن جزئیاتی که می توانند در نحوه اجرایی کردن آن در آینده موثر باشند نمی توان به آئین نامه اجرایی دقیق و مشخصی با اهداف متناسب با شرایط فرهنگی جامعه امیدوار بود. (بخش هایی از مصادیق ابهام در متن و روح حاکم بر آن را در ادامه ذکر می کنم.

بی توجهی به مسئله خانواده در متن و استفاده تشریفاتی از این اصطلاح در کنار عنوان زن با سنگین تر شدن کفه مسائل زنان، با بیان جملاتی همچون استیفای حقوق قانونی و شرعی زنان در همه عرصه ها و استفاده از ظرفیت آنان در فرآیند توسعه پایدار و… استفاده از اصطلاح عدالت جنسیتی در ادامه متن، بدون توجه به بستر خانواده پاشنه آشیل دیگری است که می تواند در تدوین آئین نامه اجرایی این قانون موثر باشد و با فاصله گرفتن از آرمان های اصیل انقلاب اسلامی در خصوص زن و خانواده این قانون را به زمینه ای برای تحقق اندیشه ها و آرمان های متفکرانی که نسبت چندانی با مبانی اسلام و انقلاب اسلامی ندارند مهیا کند.

با تدبر بیشتر در واژگان، اصطلاحات و روح حاکم بر متن می توان نسبت وثیق آن با اندیشه های فمنیستی یافت. در حقیقت می توان گفت روح حاکم بر متن روحی فمنیستی که به کار بردن اصطلاحات مبهم و دوپهلو با محوریت عدالت جنسیتی به تقویت این گمان کمک می کند. بی توجهی به مسئله خانواده و سنگین کردن کفه مطالبات زنان(که در بند قبل به آن اشاره شد) در این ماده واحده شاهد دیگری است بر این مدعا.

در این بستر می توان به عدالت جنسیتی و ابهام جدی که در رابطه با این اصطلاح وجود دارد اشاره کرد. اصطلاحی که طبق گفته منتقدین تعریف دقیقی از آن صورت نگرفته است و از آنجایی که در سطح بالایی از انتزاع و کلیت قرار دارد می تواند زمینه ساز سوء استفاده اندیشه های مختلف در برنامه ریزی های آینده شود. با توجه به اینکه این اصطلاح در لایحه برنامه چهارم توسعه نیز ذکر شده بود و از سوی شورای نگهبان رد و توسط مجلس شورای اسلامی از لایحه حذف شد، می توان از چرایی ابهام در لوایح دول مختلف و به کار بردن چندباره اصطلاحات دوپهلو در برنامه های مربوط به زن و خانواده پرسید.

اینکه چه عواملی باعث می شود اصطلاحی مبهم که ایرادات جدی به آن وارد است در دو برنامه دولت وارد شده و زمینه ساز برنامه ریزی برای زنان این مرز و بوم شود؟

انقلاب اسلامی و در پی آن انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ با هدف درانداختن طرحی نو از انسان و ساحات زندگی وی شکل گرفت! پس از آن تولید علم، جنبش نرم افزاری و اصطلاحاتی از این دست که در نسبتی وثیق با مبانی انقلاب اسلامی قرار دارند و هرکدام در برهه ای به سرفصل و سرشاخه حرکات و فعالیت های چهره ها، تیم ها و افراد مختلف در بخش های مختلف جامعه تبدیل شدند نیز در همین چهارچوب گنجانده و تعریف می شوند. همه این موارد با سیستم آموزشی و رشته های مختلفی که در این سیستم در مقاطع مختلف قرار دارند دارای ارتباطات مستقیم و غیرمستقیم هستند. به هر حال این بنیانگذار کبیر انقلاب بود که در جمله ای کلیدی دانشگاه را کارخانه آدم سازی معرفی کرده بود.

رشته مطالعات زنان با هدف ترویج نگاه اسلامی ایرانی به حوزه زن و خانواده و بسط شیوه ها و روش های علمی در چارچوب اسلام و انقلاب اسلامی در بستر کارخانه آدم سازی به وجود آمد تا خلا الگوی زن و خانواده ایرانی اسلامی را برای امروز و آیندگان پر کند. هدفی کلان و کلی که باید با اصول مشخص و شیوه های صحیح علمی جزئیاتش مشخص شده تا فعالین این عرصه درحوزه های مختلف و با توانایی های متفاوت بتوانند به تحقق هرچه بهتر و سریعتر جزئیات هدف کمک کنند. اما این مسیر مانند مسیر تولید و تحول علم مسیری صعب و پیچیده بوده و هست و نیاز به تلاش در آن جدی. بدون شک ارائه تعریفی دقیق از هدف، مسیر و شیوه های تحقق آنها در این عرصه جدی است، مسئله ای که علی رغم جذب و پذیرش تعداد زیاد دانشجو در این رشته و ارائه آن در دانشگاه های مختلف جدی گرفته نشده است، چه اینکه هنوز در تولید محتوا، ایجاد انگیزه برای تحرک علمی برای دانشجویان این رشته، تدوین مقالات و پایان نامه های هدفمند و مبتنی بر نیازهای جامعه و اصلا خود یافتن نیازها و خلاها در جامعه در خصوص زن و خانواده کمیتمان می لنگد. می خواهم بگویم ما در حال حرکت در فضایی مه زده ایم و مبهم حرکت می کنیم، به قول معروف مه شکن لازمیم!

بر فضای مه زده مطالعات زنان بی توجهی و بی مهری نیز حاکم بود، اما مقام معظم رهبری چون ناظری هوشیار و بیدار اهمیت حوزه زن و خانواده را به جامعه گوشزد کرد، پس از آن بود که از هول هلیم توی دیگ افتادیم. آن همه بی توجهی به دوستی خاله خرسه بدل شد که هر تفریطی افراطی هم دارد! می خواهم بگویم برای جبران آن کم کاری ها همگی با هم وارد شدیم. هرکسی در هر گوشه ای و با هر تخصصی خود را متولی و کارشناس عرصه زن و خانواده اعلام کرد و برای حوزه ای جوان که هنوز باید در پی تولید متن، محتوا، ساختار، چارت و تربیت استاد برای ساماندهی اش بود تکلیفی معین کرد! غافل از اینکه تحقق منویات مقام معظم رهبری به تکرار همان منویات در گوشه گوشه مملکت نیازی ندارد، بلکه به عملیاتی شدن منویات توسط کارشناسان و مسئولین امر نیازمند است.

متولیان متعدد عرصه زن و خانواده در دانشگاه و غیردانشگاه شروع به برگزاری کارگاه های مختلف، دوره های متفاوت، جلسات پرتعداد، سخنرانی های پرشمار و و و کردند، جلساتی که قصد داشتند ظرف چند ساعت مخاطب را به کارشناس زن و خانواده تبدیل کنند. فضای مه آلود مبهم تر شد، چه اینکه هرکسی با ارائه تعریف خود از این عرصه که لزوما علمی، دقیق و راهگشا هم نبوده و نیست بر غبار فضا افزود و می افزاید. البته برخی معتقدند این فضا می تواند به پویایی و تحرک در این عرصه کمک کند، اما این تصورِ چندان صحیحی نیست چون افراد حاضر در این دوره ها و میادین خود را موظف به حضور جدی در این میدان نمی دانند و صرفا با آموختن کلیاتی خام دچار فربهی کاذب شده و به حرکات مقطعی و سطحی خود ادامه می دهند. این در حالی است که هنوز اساتید، دانشجویان و فعالین جدی این عرصه نقشه دقیقی از مسیری که باید طی کنند تا به هدف کلی مشخص شده برسند در دست ندارند.

یکی از دانشجویانم در کارگاهی آموزشی با موضوع زن و خانواده در پاسخ به پرسشی گفت: نوع برخورد با زن در طول تاریخ به سه مرحله تقسیم می شود. مرحله ای که زن پائین تر از حیوان بود ،مرحله ای که در حد حیوان بود و مرحله ای که بالاتر از حیوان محسوب می شود. وقتی حیرت زده به او که مدرک کارشناسی ارشدش را هم گرفته بود زل زدم گفت استاد کلاس قبلی این تقسیم بندی را ارائه داد. چند ساعت بعد فهمیدم استاد کلاس قبلی نه تحصیلاتی مرتبط با مطالعات زنان داشت و نه مطالعه ای آنچنانی! صرفا با یکی دو دوره آموزشی تبدیل شده بود به استاد و کارشناس حوزه زن و خانواده تا در کارگاه های مختلف آموزشی، دانشجویان را در مقابل حملات فمنیسم تقویت کند.

حال باید پرسید چطور انتظار داریم در چنین فضای مه زده، مبهم و غبارآلودی اصطلاحاتی دقیق، مشخص و جزئی وارد لوایح دولت در خصوص زن و خانواده شوند؟ چطور انتظار داریم جریانات خزنده فمنیستی از فضای مه زده موجود نهایت بهره برداری را نداشته باشند؟ وقتی جریانات حامی زن در اسلام و انقلاب اسلامی از اساس در فضای مه آلود حرکت می کنند طبیعی است که این اصطلاحات همواره نفس می کشند و پایشان به لوایح و برنامه های دولت باز می شود. تا وقتی در پی از بین بردن این مه و مشخص کردن نقشه دقیق راه با هدف مشخص و جزئی در سه بعد کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نباشیم باید منتظر حضور چنین اصطلاحاتی در فضا باشیم. حرف همه این سطور این است: از ماست که برماست.

نظر شما!!